تعطیلات پایان هفته
پسرم !تو هر روز بزرگ و بزرگتر میشی و ما یک قدم به پیری نزدیکتر. هر وقت که از اداره میام پیشت این رو با تموم وجودم حس میکنم که برزگتر شدی و کار و کردار جدید و کلمات جدیدت باعث میشه خدارو شکر کنم .برات گفته بودم که علاقه زیادی به حیوانات داری.البته تو این زمینه به بابایی رفتی .روز چهارشنبه یکی دیگه از ماهی های تنگ مرد و تو مدام میگفتی ماهی . وقتی هم بابا از اداره برگشت تو پریدی جلوی در و با اشاره به تنگ پشت سر هم میگفتی مایی مایی مایی ... . بابا هم اولین کاری که کرد ماهی مرده رو دراورد و بعد لباساشو عوض کرد. پنجشنبه و جمعه فقط در حال عید دیدنی و گشت و گذار بودی. صبح بردمت درمانگاه برای قد ...
نویسنده :
مامان الی
10:58


